گنج رمان
دانلودرمان -رمانهای جذاب وعاشقانه-رمان موبایل-رمان pdf-رمان آندروید-رمان تبلت-رمان جاوا-رمانapk- داستان وکتاب
 
 

دانلودرمان صرفا جهت اینکه خر فهم شی نوشته آوین(فاطمه)سادات کاربر وبلاگ دنیای رمان

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:سارا صداقت دانش اموز سال اخر دبیرستان و به نوعی پشت کنکوریه . تو هشت سالگی پدرو مادرشو از دست داده و پیش دایی زن دایی و پسر داییش فرشاد که رفتار ازار دهنده ای برایش دارد زندگی میکند.سارا تصمیم میگیرد مستقل شده و در منزل ارمان پناهی که مردی خشن است و رفتار تحقیر امیزی دارد مشغول میشود.فرشاد هنوز هم مثلا دلدار دختر خاله اش است و به دنبالش … پناهی از سارا به جبران نجات جانش میخواهد که در میهمانی اش ش…ب سرو کند و…

 

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان عشق اولم شکست آخرم نوشته " ساناز " کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه ی داستان:

به گذشته بر میگردم! تک تک لحظه ها جلوی چشمانم رژه میروند... کاش فراموش شوند... خسته ام از این زندگی... خسته از زندگی بدون تو! بین عشق و خانواده ام ، باید یک کدام را انتخاب کنم! کاش میشد جفتشان را انتخاب کنم! هم خانواده ام و هم عشقم را!
اما...
با تو ام... نمی بخشمت!
آری نمیبخشمت ولی فراموشت میکنم!
همیشه به همین سادگی از آدم های بی ارزش ، که روزی برایم قد دنیا ارزش داشتند ، میگذرم... میگذرم...

آیلار ، کسی که با فداکاری یک پسر ، دل به او بست....
اما قسمت و سرنوشت چیز دیگری برای آن دو میخواهد!

مقدمه:

دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری
دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری
نگام رو از تو دزدیدم با این چشمای غمبارم
نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم....

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان ازبهشت تا بهشت نوشته  seloca کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :داستان درباره دایانا ی سر به هوا و شیطون بیمارستانه که با ورود دکتره جدید به بیمارستان درگیره یه عشق یک طرف میشه.عشقی که زندگی اونو کلا عوض میکنه و بهش

میفهمونه معجزه میتونه خیلی نزدیکتر از اون چیزی باشه که فکرشو میکرده..............


الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها


به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها


مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد میدارد که بربندید محملها


به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها


شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها


همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها


حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان غم نبودت نوشته سحربانو69 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

 

خلاصه_غزل دختری بسیار مهربون و احساساتیه که عشق امیر علی و تو دلش داره..هردوشون به هم علاقه دارن و این محبت نه به زبون بلکه با دل و نگاهشونه..یک روز قبل از اینکه امیر علی و غزل به هم از علاقشون بگن توکا از غزل می خواد که...

بعداز من اگر روزی بغض گلویت را فشرد
پای احساست اگر بر سنگ خورد
یا اگر یک روز دستان تو هم
گرمی دست کسی را در میان خود ندید
و ندر ان هنگام تلخ که فضای سینه ات جز اه اتشناک چیزی را نمیداد گذر
یادی از این عاشق افسرده کن
بعد از من روزی اگر زین کوچه ها مرد تنهایی گذشت..
در نگاه او اگر برق نیاز بود و پایش پینه بود..
یادی از این خسته دلمرده کن..
روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ
یا اگر گل پژمرده ای دیدی به خاک..بلبل افسرده ای دیدی به شاخ
یادی از این شاعر پژمرده کن
گر شبی تنها شدی در خلوتی
یافتی از بهر گریه مهلتی
لیک اشکی گونه ات را تر نکرد
درد خود را با خدا گفتی ولی باور نکرد
روزگاری بعد از این گر تو هم عاشق شدی
یادی از من کن که دیگر نیستم...

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان فضول دختر نوشته marinana کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه : باران یک دختر خیلی شاد و تقریبا طنزه که یک نظریه ی فوق العاده داره ... پس زدن = جذب شدن ... البته این یکی از هزاران نظریشه ... برای وکالت درس می خونه و در حال حاضر چندین پرونده توی اتاقش داره ... که این پرونده ها هر کدوم مسئله ی خصوصی یک زوجه که توشون دخالت می کنه ... عاشق فضولی و به هم رسوندن آدما و از طرفی از هم دور کردنشونه اما مهم ترین پروندش اینه ... ازدواج خواهرش بهتا با مانی که لازمش جدایی خواهرش از امید ، معشوقشه ... که همین پروندش اونو به جاهای باریک می کشونه ... خیلی خیلی خیلی باریک که خوندنش پر از هیجانه

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان من وداداشم ودو تای دیگه نوشته دکتر75 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه
طنز، حادثه و هیجان، روح، معما، عشق دروغی، عشق واقعیو...
این داستان در موردیه خواهر و برادره که به صورت ناخواسته و اجباری وارد خونه ی عموشون میشن و اونجا حسابی درگیر میشن. اونم درگیر یه روح سرگردان که از اونا کمک میخواد. بعد از کلی اتفاق می تونن با خانواده روح ارتباط برقرار کنن و به کمک اونا با عث آرامش اون روح میشن والبته این مابین برای خانواده خودشون هم اتفاقات جالبی می افته.

خطاست اگر بیندیشیم که عشق
نتیجه ی همنشینی دراز مدت
و با هم بودن مجدانه است
عشق،
ثمره ی خویشاوندی دو روح آشناست
و اگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد
در طول سالیان هم تحقق نخواهد یافت...
((جبران خلیل جبران))

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلود رمان ثروت عشق نوشته   a good girl ) S.E.M)کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان: داستان درباره ی دختریه که از بچگیش، به دلیل فقر مادی، دزدی و جیب بری میکرده. اون همراه برادر بزرگترش زندگی میکنه و نامزد هم داره. اما درگیر عشق با پسری پلیس میشود، و حوادث هیجان انگیز و تکان دهنده ای که برایش پیش می آید، داستان رمان را تشکیل میدهد.

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان عشقم را نادیده نگیرنوشته  mina-flame girl کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:
دختری بیست ساله...
دختری از جنس احساس....
دختری عاشق...
عشقی یک طرفه...
عشقی که با بیرحمی پس زده شده!!!
اما...
زندگی فراز و نشیب هایی دارد...
فراز و نشیب هایی که به یک اتفاق سرانجام می یابد...
اتفاقی که زندگی اش را تغییر میدهد...
اتفاقی شیرین...
......یک ازدواج......

مقدمــــــه:

عــشقم را نادیــده نگیــر...

عشــقی که در چشــمان عســلی خلاصــه می شـود...

عشــقی که جــوانه ای کودکـانه دارد...

عشقی که آغوش سردت گرمش میکــند...

عشــقم را نادیـده نگیــر...

در ایــن سرزمـین سرد بی روح کـه تشـنه ی وجودت گمنامت اسـت...

عشــقی که با رابطه ی شیــرین, شروع یک زندگی تلخ, امـا باز هم شیرین را به دنبـال داشت...

عشــقی که باعث خورد شدن غـــرور دخــترک داستان شد!...

عشق ســردی که کم کم تبدیل به گرمایــی آتشــین می شــود...

عشقی که گل های زیبای بهاری از آن سرمست و شاداب اند...

پـــس...


 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان حفره نوشته redmoon333 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد


خلاصه ی داستان:
علی مولایی بعد از چند سال موفق به خرید خانه ای می شود که خواهر بزرگش نرگس روزی در آن خانه به عنوان پرستار کار می کرد ، علی برای پیدا کردن ردی از

خواهر گمشده اش به انباری خانه می رود و تمامی مدارک آنجا را بررسی می کند و به ناگاه دفتر خاطرات خواهرش را پیدا می کند و این دفتر آغازی به پی بردن اسرار خانه یگانه ها می شود…

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان حروف سربی نوشته  tt.raha کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

مقدمه:
این روزها چیزی شبیه ذائقه من نیست…این چندمین بار است که مینویسمو تمامش را خــــــــط
مـــــــــیـکشـمـــ
.
.
اشکهــــــا یم می لغزند و بغضـــ ــ ــهایم مدام برای این رقص خیــــــــس دست میکوبند…
این بزم تلخ را چشمهایم جشن بگیرند یا زار بزنند؟؟!!
.
.
.
چینهای دامنم میان باد گیج مانده اند که کدام طرف بروند،مثل دستـــــــان من که نمی دانند
دستان تـــــــو را بگیرند یا دستــــه ی چمــــــدانت را…
.
.
.
روزهایی نبودنت را تا کرده امو گذاشته ام کنار…میبینی حتی نبودنت را هم خاطره میکنم….
تـــمام شاخه های خیالم را تکانده ام،دیـــــــگر هیـ ــ ـچ واژ ه ای برای ریختـن
ندارم…!
خلاصه: گندم دختری که خونه ی عموش بزرگ شده باوجود داشتن پدر…دختری که از لحاظ جسمی بزرگ شده اما عقلی مثه یه دخترکوچک ساده است وهمین سادگی باعث میشه تا زندگیش به بازی گرفته بشه..عاشق میشه اما…..ایا گندم با جبر سرونوشت بزرگ میشه؟…رمان متفاوتیه…پایان خوش

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان برای نفسم نغمه جنتی کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:
مهرداد نعمتی پسر یکی از پولدارترین کارخونه دارای تهرانه، یه آدم بی خیال که برای رسیدن به اهدافش همه رو از سر راهش کنار میزنه
داستان وقتی شروع میشه که خاله ش بعد از بیست سال قهر با مامان مهرداد، دو خانواده با هم آشتی میکنن و این میشه شروع داستان تازه یی برای خانواده ی نعمتی، خصوصا مهرداد
ولی همه جی روی روال عادی خودش پیش نمیره
تلفنای مشکوک و گاه و بی گاه مردی به نام صالحی به مهرداد بالاخره کار خودشو میکنه
صالحی مدعیه که درباره خانواده و زندگی مهرداد چیزای زیادی رو میدونه و مدام از یه دختر گمشده حرف میزنه
و ادعا میکنه که تو این دنیا مهرداد اون دخترو بیشتر از هر کس دیگه یی میشناسه
اما جالبیه داستان اینه که مهرداد حتی برای یک بار هم اسم اون دخترو نشنیده
ولی....!!!!

مقدمــــــه


یه روز من بودم، تو بودی، شده بودیم ما...
کنار هم بودیم...زندگی بهمون لبخند میزد...
شیطنتامون هم دوست داشتنی بود...
اما یه روزی من بودم...خودم بودم...!
ولی تو...تو نبودی...خودت نبودی...!
چند روز بعد دیدمت...اومدی...نه...نه...اون تو نبودی...
دیگه خودت نبودی... یکی دیگه بود...یه "تو"ئه دیگه...
حتی صدات...آره حتی صدات هم برام آشنا نبود... میفهمی؟ حتی صدات!
همه چی بهم ریخت...دیگه نه من خودم بودم و نه تو خودت...
دیگه ما نبودیم...دیگه از شیطنت خبری نبود....
دیگه کل کل نمیکردیم...دیگه جدالی در کار نبود
حتی دیگه صدای خنده هامون هم از حد عادی بلند تر نبود...
چون "تو" دیگه خودت نبودی...آره تو!!!

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان ابرنفرت نوشته عارفه مسعودی کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

پشتشو کرده بود بهم و مردد قدم ب جلو برمیداشت . هنوز توی شوک بود . منم . ‏
سر جام واستاده بودمو فقط نگاش میکردم ... ‏
برگشت سمتمو نگاه پر از نفرتشو دوخت توی چشام.... ‏
دلم میخواست داد بزنم : ‏
تو هم ک همین کارو کردی کثـــافت .... ‏
توی نگاه آخر هر دو نفرت و بهم دادیم . دوباره پشتشو بهم کرد و راه افتاد . قدماش دیگه استوار ‏نبود . چیزی درونم ویران شد و هیکلم روی دو تا زانوم فرود اومد . ‏
نمیدونم از کجا شروع شد ؟؟؟ ‏
از اس ام اس پونه ؟؟؟ ‏
یا از صدای یاحا ؟؟؟ ‏
شایدم از جشن فارغ التحصیلی ؟؟؟ ‏
از عشق اولم ؟؟؟ ‏
نه !!! ‏
همه چی از خیلی قبل تر شروع شده بود ......!!! ‏

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان دل گنجشکی نوشته  **mehrnaz** کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

داستان درباره ی یه دختر خیلی مهربونه که همیشه مورد توجه همه قرار میگرفته و حالا وارد یه دنیایی متفاوت با دنیایی که درونش بوده میشه...دختری که همه چیز داشته اما خودخواه بار نیومده...مهربون بار اومده...دل گنجشکی بار اومده...
شخصیت اصلی داستان دختری به نام دریاس!دریایی که تو زندگیش همیشه کسایی بودن که ازش محافظت کنن...دریایی که عاشق باباشه...عاشق خانوادشه...

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان رازی تلخ اما شیرین نوشته افسون 74 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :
داستانه روایت یه دختر انگلیسی ساکن شهر لندن به نام آرالیا هست . دختری که یک شرط عجیب و بی رحمانه از سمت خانه ی مادریش سرنوشت اون رو تحت تاثیر قرار میده و حقایقی رو پیش چشمش اشکار میکنه . حقایقی که زندگیش رو از این رو به اون رو میکنه .


مقدمه :
من کیم ؟؟
به راستی چه چیز من را این همه عوض کرد ؟؟
چه چیز من را از تباری به دیار دیگر برد ؟؟
آره یه رازعامل این همه تغییره ..
راز اشتباه یه عاشق ..
یا خریت یه مجنون..
یا کینه یه آدم ...
یه راز که مال سالیان پیش بود و دو نفر رو بهم رسوند..
اما رسوندنی که به قیمت نابود شدن سرنوشت من تموم شد ..
اره این راز بود که من رو عوض کرد و از من دختری دیگری ساخت ..
رازی که خیلی چیز ها رو برام رقم زد ..
که مهم ترینش عشق بود ..


لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان قلب مشترک مورد نظرخاموش است نوشته  آیه* کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :هانا شخصیت سرد و بی تفاوت و درعین حال با طراوت و بد شانسیه که بدترین چیز ها رو به چشم دیده ...کیشکا کوچولوی یتیمی که با کمک یه فرشته نجات تونست دوباره رو پاهاش بایسته و کم کم راه افتاد ....
اما همه ادما که خوب نیستن ......
جلد دوم لپ های خیس و صورتی میخواد یه شرایط سخت تر برای هانا ترسیم کنه .....
حالا دیگه پوزیشن ما مدرسه و دوستای مدرسه ای هانا نیست ....دیگه رقیب اون پسرخاله اش نیست .....دیگه فرشته نجاتی (ماهیار ) در کار نیست ......حالا دیگه هاناست و دنیای بزرگتری که مجبوره دور از تمام دوستاش و به تنهایی توش زندگی کنه ...دنیایی که عشق سر زده میخواد مهمون ناخوانده مون باشه


 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان اشک های دلقک نوشته صبا زرساز کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:دوباره به دیوار روبه روم خیره میشم…. تصویری جلوی چشمام جون میگیره…
تصویر یه آدمک! تنش داره میلرزه… بی صدا فریاد میکشه… به خودش می پیچه… داره مقابل چشمهای من شکنجه میشه…. دیگه بهم نگاه نمیکنه… خوب یادم میاد روزهایی رو که با التماس نگاهش ازم کمک میخواست! میخواست که تو خودش شکنجه نشه… میخواست از کالبد خالیِ سکوتش که شده تابوت خواسته هاش نجاتش بدم…. ولی گاهی لازمه…. برای ما آدمها زخمهایی که حاصل از شکنجه های بی صدامونه و پشت لبخندهای فریبندمون پنهانشون میکنیم،مثل مدالهای افتخار میمونن! قانون زندگی ما آدما همون قانون جنگل با بک گراند تمدن و تِمِ اخلاق و انسانیته!!! گاهی مجبوری به پذیرش این توفیق های اجباری…. گاهی این مدالها برات میشن یه باید! گاهی برای فرار ازا این “خوب” بودنهایی که تفسیرش میشه “خر بودن” و “اسب وارانه” “نجیب” بودن، راهی نداری! برای همینم حالا دیگه اون آدمک هم نگاهم نمیکنه!
چقدر این آدمک برام آشناست! انگار که سالهاست با من بوده و چند وقتی هم خود«من» بوده!

 

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان قلب من برای تو، یاد تو برای من نوشته حوریه.الف کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:داستان آذین قصه امون داستان تلخیه داستانیه که شاید خیلیا دوست دارن بالاخره بعد از این همه رسیدن آدما بهم ته همه ی قصه ها

رنگ و بوی حقیقی بگیره و نرسه
حقیقت اینه که همه ی آدمها قرار نیست به اونی که فکر می کنن و قلبشون می گه برسن تلخه اما وجود داره و آذین یکی از هم اوناست یکی از اونایی که پس زده شده قلبش

شکست خورده یا به قول خودمون شکست عشقی!

 

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان لب های ساکت نوشته فرشته بیگدلی کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

قسمتی از متن کتاب:
یه در باز… صدا می یومد، احساس می کردم یکی به کمک احتیاج داره. دوربین تو دستم می لرزید، درو بیشتر باز کردم.تاریک بود، چشمامو ریز کردم که جلوی پاهامو ببینم ، صدا بیشتر شده بود، از طبقه پایین یه نور کم سقف رو روشن کرده بود. خم شدم، پایینو نگاه کردم. نباید نگاه می کردم … نبض شقیقم شروع کرد به زدن … قلبم داشت از سینه ام بیرون می زد. پاهام سست شده بودن، دستمو به نردها گرفتم تا نیوفتم ، سرم گیج می رفت. چند تا پله پایین رفتم … با دست لرزون دوربینو بالا آوردم و لنزشو تنظیم کردم. دکمه عکس برداری رو فشار دادم . با صدای فلاشِ دوربین بالا رو نگاه کرد … چشمام باز مونده بود و نمی تونستم نفس بکشم … نرده رو گرفتم و با پاهای بی جون پله ها رو بالا رفتم …یه پله رو ندیدم، سر خوردم … با دست راستم دیوارو چنگ زدم … دستم چپمو به نرده کشیدم و قفل شدم … پاهام می سوخت …بلند شدم … وقت نبود … می دویدم … خدایا کمک … نجاتم بده … از در خونه بیرون زدم و به سمت خیابون دویدم …
شالم به کیفم گیر کرده بود … موهام تو صورتم پخش شده بود … دوربینِ تویِ دستمو داخل کیفم گذاشتم … تو همون حالت زیپشو بستم… بازم به عقب نگاه کردم … جلوی چشممو نمی دیدم و همه چی تار شده بود ….اشکم در اومد … کسی نبود … به زانوم نگاه کردم… می سوخت… شلوارم پاره شده بود…خم شدم … اکسیژن … می خواستم…به زور نفس نفس می زدم … دستمو روی سینه ام گذاشتم بلکه بتونم قلبمو آروم کنم شالمو مرتب کردم… گلوم می سوخت … یه دست محکم روی شونم نشست … وحشت زده به عقب برگشتم… .
پریدم .
چشمام هیچی نمی دید، همه جا تاریک بود ، نفس نفس می زدم . با دستم اطرافمو لمس کردم، نرم بود . تخت خوابم بود . از تخت پایین اومدم ، نمی دیدم کجا می رم، به دیوار خوردم . دستمو به دیوار کشیدم و چراغ اتاقمو روشن کردم، با ترس همه جای اتاقمو نگاه کردم .پشت دستمو روی پیشونیم گذاشتم، خیس بود . سرد بودم . سر خوردم و روی زمین نشستم.

 

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان مرد باش نوشته رابین*, Ston love , MARDE – TANHA کاربرانجمن نودهشتیا

برای  موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:۳ پسر خوشگذران از خانواده هایی متفاوت با اخلاقی گوناگون که برای اولین بار طعم دنیای دور از خانواده را میچشند، دنیایی بدون ثروت و مقام دراین راه ناخواسته

درگیرحوادثی مبهم میشوند و پرده از رمز و راز حقیقت در دنیایی واقعی بر میدارند…

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان روی خط عشق نوشتهrabeeh14 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:تا حالا شده به این فکر کنید که توی این کره خاکی در کنار ادم های معمولی ادم های خاصی هم وجود دارند ؟!؟ادم هایی که شاید مشکل جسمی داشته باشند اما مثه هر فرد دیگه ای دل دارند …مثل پسر داستان ما که درسته قوه ی تکلم نداره اما دل … داره  و در مسیر عشق و احساس قرار می گیره پسری که بر خلاف خیلی از ما ادما پیرو دین و عقل خودشه و …ایا می تونه عاشق بشه ؟؟؟ !
اگه شد ، چطور می خواد عشق خودشو با مشکل جسمیش نگه داره ؟؟؟ و …

منبع :سایت پاتوق رمان

 



ادامه مطلب ...


دانلودرمان تلویزیون جادویی نوشته fatemehirooni کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه::آهو ، دختری پرحرف ساده هست. نه خاصه ، نه دنبال خاص بودنه ، زندگیه ساده رو دوس داره ،دختری که هر لحظه تمایلاتش عوض میشه..تو این تمایلات

به نکته مهم و شخصی مث خودش میرسه..میخونیم تا ببینیم. تو جلد دوم با تخیل بیشتر میخونیمش..میفهمیم تو جلد اول چه کاری با چه هدفی شد..

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان پروانه من نوشته خورشیدک کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

قسمتی از داستان:
“با صدای بلند محبوبه رو به اسم می خونم..از اینکه هیچ جوابی نمیده کفری میشم .کلافه از گرمای بالای ۴۵ درجه ی هوا …
با جا بجا کردن نایلون های پر از خرید، به زور درب ورودیه سالن رو باز می کنم.دست از صدا کردن محبوبه برمی دارم و پله هایی که پیش رو دارم رو یکی یکی بالا میرم.شالم نیمه ی راه از سرم میافته..بهش توجهی نمی کنم.از سنگینیه نایلون ها نفسم تنگ میشه.
چشمام در حال سیاهی رفتنه!پله اخر رو که بالا میرم می ایستم و نفس تازه می کنم.انگار تازه قدرت بیناییم برمی گرده.طبق عادت همیشه نگاهم به سمت چپ سالن،بی اراده کشیده می شه!سرم رو که بلند می کنم ،لحظه ای قلبم درون سینه،از تپش می افته!
خدای من…یعنی..برگشته …اون برگشته!
نایلون ها با سرو صدا روی زمین ولو میشه…
ولی اون،لبخند به لب داره…پشت پیانو نشسته و لبخند به لب داره!دارم خواب می بینم…نه..این حقیقت نداره! انگشت هاش ماهرانه به حرکت در میان! و صدای پیانو همزمان با نوایی آشنا و دلپذیر به گوشم میرسه!”

 

منبع :سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان خالکوبی نوشته دنیا.ا.ص(shadow_das) کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:ساره در خانواده ایی زندگی میکند که در آن خانم خانه یا همان حج خانم همه کار خانه است . مادر به ساره اصرار میکند خواستگارش را بپذیرد . خواستگاری که فقط برای اینکه ازدواج کرده باشد به خواستگاری ساره آمده بدون هیچ عشقی ، ساره نمیپذیرد و غرّ غرّهای حاج خانم را میشنود. ساره دانشجو و مربی شنا بود و عمه ایی دارد که در جوانی از همسرش جدا شده و با پدر ساره قهر است ولی ساره و علی ؟(برادر ساره) با او بسیار نزدیکند و او را دوست دارند آنها هرگاه از دست غرّ غرّهای حاج خانم خسته میشوند به آنجا پناه میبرند در درگیری که علی به خاطر ساره با مادرش داشته حاج خانم به سفر مشهد میرود و در این سفر با خانمی اشنا میشود که پسری مقبول دارد .کامران پسری زیبا، مهندس پرواز ، کاملا به خود متکی است و به پیشنهاد مادرش به خواستگاری ساره میاید و این آغاز زیبایی است برای داستان بسیار زیبای خالکوبی ……

 

 

منبع:سایت پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان نفوذ نوشته pantea_98 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیپد/آیفون

خلاصه:گاهی وقتا یه سری چیزا خیلی زندگیتو تغییر میدن … اون تغییر میتونه شروعش از هر چی باشه … مثلا از خوندن یه رمان ، یا گوش کردن به یه آهنگ …

تغییرات میتونن خیلی بزرگتر باشن ! مثلا نفوذی که از کامپیوتر شروع میشه و به قلب انسان ها میرسه … اون موقعه اس که دیگه هیچ کس نمیتونه کاری بکنه …

چون تو ، همه چیزت هَک شده … حتی احساست !

 

 

منبع:پاتوق رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان مستقیم خوشبختی نوشته Mona 78 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:

سامان همراه دو تا خواهراش سیمین و سارا ومادرشون مائده زندگی میکنند.اون همیشه عشق اسپانیا بوده و بالاخره وقتی که به سن 28 سالگی رسید،به ارزوش میرسه و دوستش امیرحسین که تو مادرید زندگی میکنه،کاراشو جور میکنه.امیرحسین برای ادامه کارای سامان به ایران میاد اما به محض ورودش به ایران با اتفاقات غیر منتظره ای رو به رو میشه.از اونجاس که داستان زندگی 10 نفر و یاداوری گذشته تک تک انها شروع میشه...


مقدمه:

خوشبختی........چه واژه ی اشنایی......چیزی که این روزا گریبان گیرمون شده....وچه مزاحم خوبی.....تا باشه از این مزاحما باشه!!! اخ گفتم...ولی خوشبختی فقط به پول و ثروت و مال نیست...به محبت و خوبی و مهربونی و صدالبته عشقه....
ژوبر گفته" امید جزیی از خوشبختی است" و همین امید الان به کمک ما اومده.....به قول رومن رولان"خوشبختی در این است که حدود و همه چیز را بشناسیم و به احترام بگذاریم..."
پس اینو یادمون باشه که"خوشبختی گمشده همه ماست.مواظب باشیم اگر ان را پیدا کردیم،خودمان را گم نکنیم!"

 



لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان ملکه عذاب نوشته النازحاجیان کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه: این ملکه ازاون ملکه بدای تو کارتوناوفیلما که خندهای شیطانی میکنندو باعث عذاب آدم خوباست نیست این ملکه خانوم ما با وجود ملکه بودنش دنیاباهاش سرناسازگاری داشت.
یه دخترکه مادرشو،پدرشو ونامزدشو از دست داده وحالاداره برمیگرده شهرش تا رو پاهای خودش بایسته باآدمای جدیدی آشنا میشه که خوشی رو دوباره بهش برمیگردونن وارد خانواده ی دوست پدرش میشه،خانواده ای از جنس محبت البته به غیر از پسر خانواده که ازاین دختربی دلیل نفرت داره و...

مقدمه:
در تلاطمی از دریایی سبز
زالوها بر من چیره شدند
درجنگی نابرابرستیزه رخ داد
مغلوب شدم وبه زانو درآمدم
فریادم درگلو خشک شد
سایه ات درچشمانم محوشد
شکست خورده درپی ات آمدم
به حرف آمدم
اماصدایی نیامد
رد پایت رادنبال کردم
چادری سیه دردست باد یافتم
در پی ات دویدم اما هرچه دویدم
به تو نرسیدم
به حرف آمدم
صدایی خسته مدام میگفت
توملکه ی عشق منو مایـهِ عذاب منی
(نویسنده)

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان اشتباهی محض نوشته Zhupiter کاربر انجمن نودشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :رمان داستان دختری رو نشون میده که به خاطره اشتباهات خیلی ها دچاره درگیری های زیادی میشه....خودم خیلی دوسش دارم...امید وارم شماهم دوسش داشته باشید

بخشی ازرمان :مـامـان...مـامـان....چرا هرچی منه بی صاحاب تو اتاقم طرح زدم همشو مرتب کردی؟؟نمی دونی نباید بیای تو اتاقم؟این شلوغی و نامنظمی برای من کلی قانون داره حالا چجوری طراحی های دوستمو از مال خودم جدا کنم؟
_چه خبرته دختر سرآوردی؟؟
_مامان خانوم چند بار گفتم به این شلوغی اتاقم کار نگیر؟اینجا هم اتاقمه هم محل کار هم محل درس خوندنم تو این شلوغیا خودم حالیمه چی به چیه
_بیا خوبی کن برای دخترت شب قراره سارا اینا بیان زشته اتاقت همینجوری باشه
_خب من خودم تا شب یه خاکی میریختم سرم
_کی میخواستی بریزی؟تا هفت شب که دانشگاهی

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان چشمهای سرخابی نوشته mahya1993 کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:اضطرابش را با نفس عمیقی فرونشاند و به چشمهایی که به او زل زده بودند خیره ماند . چشمانی سرخ که تا چند لحظه پیش آبی اقیانوسی بود ... درک مسائلی که پیش آمده بود اکنون آسانتر می نمود ... گویا به آسانی دریافته بود رازی که این همه سال از او مخفی مانده بود چیست ؟ حالا می فهمید که چرا عمویش اصرار داشت بیش از یک سال در هیچ شهری توقف نکنند ... حالا می فهمید چرا یک عمر خواندن کتاب های خیالی را برایش ممنوع کرده بود ؟ شاید چیزی به نام خیال وجود نداشت .. هرچه بود حقیقتی بود که عمویش از او مخفی نگه می داشت ... .

 

 

لینک اصلی رمان

maryam.smaeeli@yahoo.com ایمیل نویسنده

 



ادامه مطلب ...


دانلودرمان درباره گذشته ام نپرس نوشته Ki Mi Ya ● $h کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:

ﻫــمـﻴــﺸــﻪ ﺍﻳـــﻨـﺠــﻮﺭﯾــﻪ ...
ﺗــﺎ ﻣــیـــﺎﯼ ﻋـــﺎﺩﺕ ﮐـــﻨــﯽ ﺑــﻪ ﺍﯾــﻨـﮑــﻪ ﺗــﻨـﻬـــﺎﯾــﯽ؛
مــیـــای ﺍﺯ ﺯﻧــﺪﮔـــﯽ ﻟـــﺬﺕ ﺑــﺒـــﺮﯼ ﺑــﺪﻭﻥ ﻫـﯿـــﭻ ﺁﺷــﻔـﺘـﮕــﯽ ﻭ ﺩﻟــﺘـﻨـــﮕــﯽ ...
ﯾـﮑــﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣــﯿــﺮﺳـــﻪ...
ﯾــﻪ ﻣــﻬـﺮﺑـــﻮﻥ...
ﺍﻭﻟـــﺶ ﺧــﯿـﻠــﯽ ﺳـــﺎﺩﻩ ﻣـﯿـــﮕــﯿـﺮﯼ ﻣــﯿـﮕــﯽ ﺍﯾــﻨـﻢ ﯾــﮑـــﯽ ﻣــﺜـــﻞ ﺑــﻘـﯿــﻪَ ست...
ﺍﻣـــﺎ ﺑــﻌـــﺪ ﺍﺯ ﭼــﻨـــﺪ ﻭﻗـــﺖ ﻣـﯿــﺒـﯿﻨــﯽ ﺭﻭﺯﻫــﺎﺗـــﻮ ﭼــﻘــﺪﺭ ﻗــﺸـــﻨــﮓ ﮐــــﺮﺩﻩ...
ﭼــﻘــﺪﺭ ﺻــﺒح هــا ﺑـــﺎ ﺍﻧــــﺮﮊﯼ ﺍﺯ ﺧــﻮﺍﺏ ﭘـــا مــیــشـــﯽ...
ﭼـــﻘــﺪﺭ ﺷــﺒﻬـــﺎ ﺑـــﺎ ﺷــﺐ ﺑـــﺨـﯿــﺮﺵ ﺁﺭﻭﻡ ﻣــﯿـﺨــﻮﺍﺑـــﯽ...
ﭼــﻘـــﺪﺭ ﺳــﺮﺣـﺎﻟــﯽ...
ﭼـــﻘــﺪﺭ ﺍﺯ ﺗــﻪ ﺩﻝ ﻣــﯿــﺨــﻨـــﺪﯼ ﻭ ﺷــــــﺎﺩﯼ...
ﭼــﻘـــﺪﺭ ﺧــﻮﺑـــﻪ ﮐـــﻪ ﯾــﮑـﯽ ﺍﯾـــﻨـﻘــﺪﺭ ﺩﻭﺳِــــﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺗــــﻮ ﻫــــﻢ ﺩﻭﺳِــــﺶ ﺩﺍﺭﯼ...
امـــــــــــــــــــــا.. .
زنــدگـــی هـمــیـشــــه اونــطـــور کــــه تــــو فــکــــر مــیـکــنـــی پـیـــش نــمـیـــــره...!

..:: مقدمه::..
خسته شدم...
میخواهم در آغوش گرمت آرام گیرم...
خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم...
زخم پاهایم به من میخندند...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانی ام بوسه بزن...
میخواهم با تو گریه کنم...
خسته شدم بس که تنها گریه کردم...
میخواهم دست هایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم...!!!


 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان عشق عمیق نوشته hese_gharib کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

رمان در مورد دختری که عاشق ، دلباخته ست ، عاشق کسی که حتی نمی دونه که اون اینقدر دوسش داره
نمی دونه که شکرانه میمیره برای یاحا ....نمی دونه

در جای جای این شهر ، در کوچه پس کوچه های این شهر ، در تکاپوی آدم ها برای بودن و شدن ، برای زندگی ، برای نفس کشیدن و شاید فقـــط زنده ماندن
هنوز هستند کسانی که قلبشان ،برای کسی بتپد!!
هنوز هستند کسانی که نگاهشان در نگاه کسی تاب نیاورد!
هنوز هستند کسانی که نفسهایشان بند باشد به نفس دیگری!!
هســـتند
باور کنید که هستند..........

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان پرنسس مجازی نوشته ANDREA کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه : ملودیسا دختری تنها که رو به دنیای مجازی میاره و با یه گروه توی یه چتروم آشنا میشه
و علاقه شدیدی به یه دختر به اسم طنین پیدا می کنه.
تا اینکه ملودیسا به همراه دوستای مجازیش به یه میتینگ میرن که اون میتینگ اونقدرها هم واسشون خوش آیند
از آب در نیست و اتفاق هایی در انتظارشونه...


مقدمه:

ما نســـل بوسه های خیابانی هستیم
نســـل خوابیدن با اس ام اس
نســـل درد دل با غریبه های مجازی
نســـل جمله های كوروش و دكتر شریعتی
نســـل كادوهای یواشكی
نســـل ترس از رقص نور ماشین پلیس... ...
نســـل سوخته
نســـل مــــــن..........
نســـل تــــــــو ...
یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنـــم رفتیم بین عذاب هایمان مدام بگوئیم یادشـــ بخـــیر ...
دنیـــای ما هم همینطـــور بـــود
مثـــل جهنــــــم.!

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان زیبای فراموش شده نوشته تینکربل کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

و عشق... عشق همیشه سوزان نیست...داغ نیست... آتش نیست...همیشه با غرور معاوضه نمی شود... همیشه در اولین نگاه به وجود نمی آید.. همیشه اولین کسی که پا در زندگیمان می گذرد عاشق نیست..! در این زندگی عشق و دوست داشتن و غرور در یک سطح هستند شاید غرور پایین تر.. شاید دروغ پایین تر... شاید عشوه و ناز و ادا از همه چیز کمتر...!


مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن
نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن
زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست
بالهای خسته ات را رو به فردا بازکن...

دستم را روی شیشه گذاشتم و زیر لب زمزمه کردم : میشه نرم؟ من می خوام پیش تو باشم .

بغضش بزرگ بود این را از آب دهانی که پشت سر هم قورت می داد فهمیدم .

_ نه عزیزم، باید بری . نمیشه که تک و تنها تو اون خونه بمونی .

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان اشتباه نوشته goleroz کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

بخشی از رمان:هر روز مثل هميشه صبح به شب خواهد رسيد و رنگ آسمان همان رنگ هميشگي ديروز و فردا خواهد بود. انسانها هيچ وقت از آينده خود خبر ندارند و شايد اگر مي دانستند كه چه حوادثي در انتظار آنها خواهد بود، كمي بيشتر و بهتر فكر مي كردند و عجولانه تصميم نمي گرفتند.
در عصر يكي از روزهاي پاييز، آفتاب سنگيني اش را كم كم از روي زمين برمیداشت. اینجا جنوب شهراست. خانه ی ویلایی قدیمی که مقابلش را با ایوانی کوچک و نرده های باریک با سه پله كه تا حیاط فاصله داشت، زینت داده بودند. سقف مثلثی شکل و دو پنجره ي بزرگی که به آشپزخانه و اتاق نشیمن باز می شد، در طرفین در ورودی، با يك حوض كوچك در وسط حياط و درختان بلند و قطوري كه دو سمت حياط را پوشانده، کاردستی زیبایی را ساخته بود . همه اینها حكايت از گذشت زمان های زيادي ازعمر خانه مي داد.

 

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان عشق یا اشتباه نوشته sogolhe کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل/کامپیوتر

آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه ی داستان:

ورود به دانشگاه و اشتباهات جوونی مسیر زندگیشو عوض کرد.. عشق یا اشتباه؟؟؟ کجای راه رو اشتباه رفت...

بخشی از رمان :مقنعه مو کشیدم جلو و سرمو زیر انداختم داشتم با سرعت از جلوی در حراست میگذشتم که یه صدای خشن گفت خانومم!
به سمت صدا برگشتم یه خانوم چادری با هد بندی که تا نزدیک ابروهای پاچه بزیش بود داشت با اخم نگام میکرد انگار که داره به یه مجرم به قتل نگاه میکنه!!! وقتی دید واستادمو برو بر نگاهش میکنم گفت دانشجویی؟ منم با پاچه خواری گفتم سلام صبحتون بخیر بله ترم اولم.

 

لینک اصلی رمان

 



ادامه مطلب ...


دانلودرمان بالهای فرشته نوشته atieye80 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/آیپد/تبلت/ آیفون

خلاصه:
قصه ی این رمان درباره دختریه که پدرش معتاده و زندگی اونو مادرشو کرده جهنم،طی اتفاقاتی به خاطر پدرش مادر دخترداستانمون میمیره و حالا اون میمونه یه مشت در و دیوار...دخترداستانمون وارد یه محله جدید میشه زندگی جدیدی شروع میکنه اما سرنوشت هنوز دست از بازی کردن برنداشته و زندگی این دختر دوباره زیر و رو میشه و....................


مقدمه:

به سکوت آرام خانه کاغذی ات قسم که می دانم رویاهای تو به زیبایی خیالات من باورکردنی است. تو از سکوت من به باور عرفانی عشق رسیده ای. من از سکوت تو به نقطه نهایی ایمان رسیده ام. شاید نتوان درک کرد که گفته های ما از آن دنیای کاغذی که ساخته ایم، شنیدنی است. ولی می شود دست به کار شد و رنگ سبز به شاخه های خاکستری درختهای کاغذی کشید. من که نقاشی کردن می دانم. تو هم که نقاشی کردن می دانی. پس چرا دست به کار نمی شوی؟ وقتی بچه بودم، برایم آبرنگ نمی خریدند. می رفتم سراغ باغچه کنار رودخانه هر چه گلهای رنگی بود می چیدم و نقاشی می کردم. اگر کمی در باغ کاغذی کنار خانه کاغذی مان جستجو کنیم حتماً گلهای کاغذی دارد که رنگ قرمز عشق به باورهایمان بکشیم

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان باران بی قرار (جلددوم رمان اشتباه)نوشته Maheasal77 کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:
تاجایی که دررمان اشتباه خوندیم که سوشاباراناراتوآعوشش گرفته بودواشک میریخت
سوشاباراناروازخودش جداکردوازشیشه کوچک به درون اتاق چشم دوخت،پزشک دستگاه شوک راکنارگذاشت ومشغول چک کردن دوباره وضعیت کلاله شدسوشاماتزده به صحنه نگاه میکردپزشک معالج بعدازدادن دستوراتی به چندپرستارحاضردراتاق ازاتاق خارج شدسوشاوبقیه جلوی پزشک ایستادندسوشاباصداز لرزانی ازدکترپرسید:
_ کلاله خوبه؟
پزشک متاثرسری تکان دادوگفت:
_ علایم حیاتیش برگشته امااگرتادوروزدیگه قلبی براش پیدانشه دیگه هیچ کاری ازدست ماساخته نیست
خلاصه به یه طریقی که شماتوی داستان میخونیدقلب برای کلاله پیدامی شه،کلاله پیوندمیشه وبه زندگیه عادی برمیگرده امادیگه اون کلاله مهربون سابق نیست این کلاله جدیدبرگشته باتغییرات اساسی.کلاله تبدیل شده به یه دخترمغروروسنگدل،دختری که حالاآتیش نفرت تمام وجودشوپرکرده تاجایی که خانوادشوپس میزنه اماهنوزم یه چیزیش مثل گذشتس اونم عشقش به سوشاس سوشایی که مبهوت دربرابراین تغییرکلاله سعی میکنه دوباره به دستش بیاره


 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان به من نگاه کن نوشته  مهرو.ر کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

تذکر:دوستان زیر هجده سال .... خواهش می کنم این رمان رو نخونید ....

و اما داستان:
حسام یه پسر بیست و شش ساله س که توی یه خانواده ی مومن بزرگ شده و خودش خیلی پایبند و معتقده.یه روز که به مطب داییش میره برای اولین بار توی زندگیش به یه دختر با دقت نگاه می کنه....دخترم کسی نیست جز آریانادخت امیری... به نظرتون چی پیش میاد؟! عشق؟!
بین آدمایی که هیچ سنخیتی با هم ندارن؟!
گاهی فقط یک جمله ی ساده مسیر زندگی رو عوض می کنه ... یه جمله ی ساده مثل به من نگاه کن

 


لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان اگه بدونی نوشته niloo j0on کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه رمان: درباره ی یه دختر که از یه خانواده متوسطه ... دختری که بخاطر زندگی پدرش زندگی

خودشو تباه میکنه!!.... پدر سوگند قصه ما که یه راننده تاکسی سادست به جرم قتل محکوم به

اعدام میشه در این بین پسر مقتول شرطی میذاره که این خانواده به کلی متعجب میشن!! ...
.

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان حس مات نوشته دل آرا دشت بهشت کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/آیفون/آیپد

خلاصه :اتفاق ها افتاده بود. آتیش ها سوزونده شده بود و همه چیز ظاهرا خاکستر شده بود. تا این که دبیر فیزیک با تجربه ی شهر ماه دوم سال تحصیلی فوت کرد و کلاس هاش بین دبیرهای دیگه تقسیم شد. دبیرهای با سابقه تر کلاس های مهم تر مثل پیش دانشگاهی و سال سوم رو برداشتن و کلاس های اول و دوم خودشون و اول و دوم دبیر فوت شده بین یکی دو دبیر جوان تر تقسیم شد. دختر قصه ی ما هم که با پارتی به زور تو آموزش و پرورش جا داده شده بود بهش پنج تا کلاس رسید. یکی توی مدرسه دولتی و چهار تا توی مدرسه غیر انتفاعی!
و یکی از کلاس هاش، کلاس صد و یک بود! و آتش زیر خاکستر درست با ورود اون به کلاس شروع به عرض اندام کرد!

    

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان عشق گمشده نوشته  ف.محمدی کاربر سایت بهترین رمان برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:ماجرا مربوط به یه دختره که تو بچگی مادرش ولش کرده و تو یه خانواده ی خیلی خوب بزرگ میشه و وقتی که بزرگ میشه مادرش پیدا میشه و اونو از طریق دادگاه

از خانوادش میگیره و ……

 

 

لینک اصلی رمان



ادامه مطلب ...


دانلودرمان سیاه وخاکستری نوشته SPR!NG G!Rl کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان یادگار عشق نوشته Tannaz 98 کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان دنیای من rabeeh14 کاربر انجمن نودهشتیا دانلود رمان موسیقی دلنشین نوشته شهرزاد كاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان دوستان تکرار نشدنی نوشته مهسا19 کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان آسمان سیاه چشمانت نوشته mahtabiii75 کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان گناهکار بی گناه نوشته تاراج زمان کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان چیزی شبیه باور نوشته yalda-zikzin کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان گره نوشته (فاطیما.ح) بانوی جوان کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان شب زاده نوشته zohal dokht کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان درسکوت شب نوشته حدیث حوری کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان شب سردپاییزی نوشته فيروزه خاتون كاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان غریبه ی بارونی نوشته shaylin joon کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان خلا نوشته شراره ارکات کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان مرد قدبلند نوشته دریا دلنواز کاربر انجمن نودهشتیا دانلودرمان آخریه رویا نوشته ghazaly.m کاربر انجمن نودهشتیا دانلود رمان سالهای بارانی نوشتهILoveTaylor کاربر انجمن نودهشتیا
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دانلود و خلاصه رمانهای عاشقانه و آدرس roman-62.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


خبرنامه وب سایت:







کد بنر محک



document.write('');