دانلودرمان تمنای ستایش نوشته ✖م♥ر✖ی♥م✖ کاربر انجمن نودهشتیا
دانلودرمان -رمانهای جذاب وعاشقانه-رمان موبایل-رمان pdf-رمان آندروید-رمان تبلت-رمان جاوا-رمانapk- داستان وکتاب
گنج رمان


دوستان

.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
تغییر آدرس وبلاگ 1398/09/07
دانلودرمان تمنای ستایش نوشته ✖م♥ر✖ی♥م✖ کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان عشق یا پول نوشته مریم اسکندری کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان رمان خنده های وحشی طوفان نوشته Razieh.A کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان گل مرداب (جلد دوم رمان مرداب زندگی) نوشته destiny aran کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان همه سهم دنیا رو ازم بگیر ( در تمنای توام 2 ) نوشته رویا رستمی کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان امشب ازت متنفرم نوشته مهسا اسدی کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان تقدیر نوشته moones ahmadi کاربرانجمن نودهشتیا 1393/06/29
دانلودرمان به قلب من نگاه کن نوشته پریسا حیدری کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/28
دانلودرمان خونه مادربزرگ نوشته arisa15 کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/28
دانلودرمان ایستگاه خوشبختی نوشته negin3 کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/23
دانلودرمان رسوب نوشته SunDaughter☼ کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد 1393/06/23
دانلودرمان الماس نوشته Shaloliz کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد 1393/06/23
دانلودرمان زمانه نوشته مژگان صفری کاربر انجمن نودهشتیا برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد 1393/06/23
دانلودرمان مردیخی نوشته *فاطمه خانوم* کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون 1393/06/23
دانلودرمان قرعه به نام عشق نوشته پرنا اسدی کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل /کامپیوتر/آندروید/تبلت/آی 1393/06/23
دانلودرمان تا ابد نوشته سارا میر کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل/کامپیوتر/آندروید /تبلت/آیفون/آیپد 1393/06/23
دانلود رمان تقدیر نوشته moones ahmadi کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/21
دانلودرمان خداحافظ عشق من نوشته ♫آنیا♫ کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/21
دانلودرمان دیوونگی های من وتو نوشته **roksana**کاربر انجمن نودهشتیا 1393/06/21

موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان تمنای ستایش نوشته ✖م♥ر✖ی♥م✖ کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان....
 ستایش یه دختری مثل همه ی دخترای دیگه ولی چادریه ودر بیشتر موارد همین چادری بودنش مانع از پیشرفتش میشه ولی اون یه دختر صبوره که میخواد به همه ثابت کنه حجابش محدودیت نیست...
 با اینکه از دوران دبیرستان هدفی برای زندگیش نداره ولی ناخودآگاه میخواد بعد از گرفتن لیسانس تو رشته حقوق ثابت کنه که میتونه....و در آخر با تمام سختی ها موفق میشه ولی به خاطر مشکل داداشش تن به یه ازدواج اجباری میده....با پسری ازدواج میکنه که دائم الخمره...کفر خدا میگه....ولی ستایش بازم برای زندگیش میجنگه تا اینکه.....

 رمان تمنای ستایش

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان عشق یا پول نوشته مریم اسکندری کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

رمان درمورد دختریه که برخلاف نظر خانوادش حاضر میشه به خاطر پول بایه مردی ازدواج کنه...باشرط عجیب غریب مرد هم کنار میاد اما بعد ها افسوس میخوره که چرا قبول کرده واون شرط باعث فروپاشی رویاها وارزوهاش میشه وتمام تلاششو میکنه که از اون مرد طلاق بگیره....
 

زندگی هست!پول هست!عشق هست!گاهی آدما از بین این 3تا فقط یکیشو انتخاب میکنن!
 همیشه همه از داستان میگن از خلاصه ی یه داستان که شاید کمی به واقعیت نزدیک باشه اما من میخوام از خودم بگم از خودم که مینویسم! داستان درمورد خودم نیس اما از خودم شروع میکنم میگم که داد بزنم واقعیت داره...
 دختری هستم از یه خانواده ی متوسط نه طعم فقرونداری چشیدم نه سرمایه داری وخلاصه همه چی!برای همینم نمیتونم هیچ کدوم از این دوطبقه رو درک کنم اما شنیدم کسایی روکه مثل من بودن اما گرفتار شدن!من نمیخوام بگم همه ی زندگی ها اینطوره یا همه ی آدمااین مدلین من دارم در مورد استثناء ها میگم اونایی که مثل من بودن وراه غلطی رو برای پیشرفت انتخاب کردن...
 ازمن بودن و ما بودنشون استفاده ی غلطی کردن.عشق ودوست داشتنشونو فدای پول کردن..شاید خیلی دیدگاهشون همین باعشه خواستم بنویسم از چیزایی که کم تر شنیدین واگرم شنیده باشین جنبه های خوبشو درنظر گرفتین!

 رمان عشق یا پول

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان رمان خنده های وحشی طوفان نوشته Razieh.A کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :سدره دختر زیبایی از طبقه متوسط با مردی که به گمان خودش و تایید خانواده، بهترین انتخابش خواهد بود ازدواج میکند و در میان جشن و شادی های مرسوم ، پا به خانه بخت میگذارد. غافل از اینکه خانه بخت،خانه رویاهای او با اتفاقات عجیب ،خیلی زود به ترسناکترین کابوس زندگیش تبدیل میشود. کابوسی که در آن نسیم ملایم عشقش میان خنده های وحشی طوفان محو میشود... چه رازی پنهان است در این خانه نفرین شده؟


مقدمه:نمیدونم چرا این کابوس برای من تکرار میشه،
 هر شب.
با خودم زمزمه میکنم این فقط یه خوابه که از بس دیدم همه ی لحظاتش رو حفظم.
مثل یه فیلم ترسناک که هزار بار مجبورت کنند، بزنی از اول ببینی تا تیتراژ آخر
 و در هر سکانسش با اینکه میدونی چه اتفاقی قراره بیفته
 باز از ترس به خودت بلرزی ،
 جیغ بکشی
و
فکر کنی کاش یه نفر کنترل رو بر می داشت و خاموشش میکرد...

 

رمان خنده های وحشی طوفان


لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان گل مرداب (جلد دوم رمان مرداب زندگی) نوشته destiny aran کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان
 سورا خانه را ترک کرده و فرهاد به دنبال او می گردد و در این مدت اتفاق هایی برایش پیش می آید و آدم هایی وارد زندگیش می شوند که ....
 
مقدمه
 گذشته و ترس گاهی می توانند یک نقطه قوت و گاهی می توانند از عامل های نابودی یک زندگی باشند.برای این که از این نابودی نجات پیدا کنی باید اول گذشته تلخت را فقط یک گذشته تلخ ببینی گذشته ای که دیگر گذشته و بر نمی گردد و تو نمی توانی کاریش کنی و تلخی ای که باید همیشه ماندگار باشد تا فراموش نشود تا تکرار نشود.در کنار آن باید ترست را از بین ببری و وقتی این اتفاق می افتد که با آن رو به رو بشوی.وقتی ترست را کنار بگذاری و از مرداب گذشته ات بیرون بیایی آن وقت است که می توانی خودت را پیدا کنی و ...
 راستی وقتی خودت را پیدا کنی به چه چیزی می رسی؟ آرامش یا خوشبختی؟ اگر خوشبختی باشد صرفا به معنی این است که آرامشی هم هست؟
 چطوری می شود با ترست رو به رو بشوی و چطوری می شود از مرداب گذشته بیرون بیایی؟چطوری می شود که یک گل مرداب بود میان این مرداب؟

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان همه سهم دنیا رو ازم بگیر ( در تمنای توام 2 ) نوشته رویا رستمی کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

قسمت دوم رمان در تمنای توام.

این قسمت میریم سراغ زندگی کیان و فرشته.باید عشق اونا رو هم به رخ بکشیم یا نه؟! می دونم عین من دلتنگ نکیسا و آلما هستین، خیلتون راحت یکمم از عاشقانه های اونا می نویسیم اما این رمان مال کیان و فرشته اس.
خلاصه رمان:کیان زانو زده تا طبق شرط بندی که با دوستاش کرده و باخته حالا اولین دختری رو که دید با چشم بسته بهش بگه دوسش داره…رو می خواد گفتن این جمله اما اگه اتفاقی اون دختر فرشته باشه که بعد از دو سال اونو از نزدیک دیده؟ فرشته ایی که تو این دو سال خانومتر شده و اما نگاهش عاشقه و البته مغرور و کیان چطور پا رو دل بزار و باور کنه تمام اون دو سالو؟
ژانرم:عاشقانه دیگه…یعنی توقع دیگه ایی از روهای عشقتون دارین؟
شخصیتا:
کیان:مغرور نبود و مغرور شد.اما هنوز همون مهربونی که می تونه دنیا رو سرحال بیاره.
فرشته:دخترکی که بزرگ شده و حالا می خواد بزرگتر فکر کنه…
یه رمان عاشقانه ی پر از عشق و غرور…پایان خوش

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان امشب ازت متنفرم نوشته مهسا اسدی کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:تا حالا طوفان رو از نزدیک دیدید؟؟یه طوفان وقتی بیاد همه چیز رو با خودش به یغما میبره...همه چیز رو نابود میکنه خرابی هایی که به یادگار میزاره تا مدتها باقی میمونن و درست کردنشون خیلی سخته....این فقط یه طوفان بود که کل زندگیه " آرتمیس"رو با خودش به یغما برد و اونو با تنی خسته و دلی شکسته جا گذاشت...حالا اون مونده با خرابی های مونده از زندگیش...با آرزوهای داغ شده رو دلش...با بغض های اشک نشده تو گلوش و یه عالمه غم..... با اون همراه بشید و قصه ی زندگیش رو با غم ها و شادی هاش بخونید....پایان خوش
 

مقدمه:یک امشب را میخواهم ازت متنفر باشم...حداقل به پاس چندی عاشقیه بی حاصل...امشب ازت متنفرم ...بخاطر بارانی که بارید و نبودی...بخاطراین بغض های لعنتی که بی صدا میشکنند....بخاطر درد هایی که مرهمش،فقط تو بودی اما هرگز درمان نشدند...بخاطر این حس بدی که تمامی ندارد...بخاطر حرف های تلنبار شده در گلویم...به خاطر آوار شدن آرزوهای مشترکمان....و..و...و...متعجبم چرا عشق به نفرت تبدیل نمیشود؟؟؟که چرا از یادم نمیروی ای رفته از دست؟!!...این جمله ام را با همان عشق همیشگی مان بخوان:یادت باشد امشب ازت متنفرم...
 اما تو باور نکن....

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->


دانلود رمان تقدیر نوشته moones ahmadi کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

 

خلاصه :توی قصه ما یه زنه یه زنی که نه زیباس نه پولدار زن قصه ما فقط از کل دنیا دو چیز داره یکی خداش و یکی دخترش ..............ببینیم خدا چه تقدیری برای این زنه قصه ما ساخته

بخشی ازرمان :سوز سردی میومد زن دخترک کوچکش را در اغوشش فشرد تا طفلش کمتر سوز بیرحم زمستان را حس کند سرش را پایین اورد که از کودکش بپرسد:سردته مامان؟ اما تا چشمش به فرزندش افتاد که جوری با حسرت به روبرویش خیره شده نگاهش را از فرزندش گرفت وبه سمت نگاه کودکش سوق دادکه مردی دست دخترکوچکش را گرفته بود و با دستانی پر از خوراکی به سمت اتومبیل سمندش میرفت با دیدن این صحنه اشک به سراغ چشمانش اورد و به این می اندیشید که میتوانست زندگی بهتری داشته باشد
ذهنش به گذشته پر کشید به گذشته ای که تنها دغدغه اش پیچاندن زنگ حوصله سر بر حسابان ومعلم اخمالودش

رمان تقدیر

لینک اصلی رمان

 

 






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان به قلب من نگاه کن نوشته پریسا حیدری کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان:
 تارا دختری که تو زندگیش کمبود ها و مشکلات زیادی رو داشته، با فرار پدرش از ایران مجبور به ترک خونه اش میشه.
 صمیمی ترین دوست پدرش سرپرستی اون رو به عهده میگیره و از این پس فصل جدیدی از زندگی تارا رقم میخوره...
 
مقدمه :
کاش میفهمیدی قلبی که به راحتی نادیده می گیری و پسش میزنی
 صمیمانه عاشقته...!!
 کاش درک میکردی قلبی که بهش بی اعتنایی برای اولین بار به خاطر تو
 و به عشق تو تند زد...قلبی که نیاز داشت تو بهش توجه کنی...
 نگاهش کنی و درکش کنی...
 اما تو بی رحمانه از کنارش گذشتی و حتی نیم نگاهی هم بهش نینداختی...
 ای کاش حداقل از تو نگاهم اون همه علاقه رو حس میکردی
 کاش اون موقعی که به دوستت دارم گفتنت نیاز داشتم تنها به قلبم نگاه میکردی
 به قلب منی که عاشقانه دوستت داشت و تنها تو رو میدید...


  بخشی از رمان :با سرعت دویدم تا خودم و بهش برسونم.سرعت قدم هاش خیلی زیاد بود.انگار صد ها کیلومتر ازم فاصله داشت.همون طوری که نفس نفس میزدم با بغض گفتم:
-صبر کن بابا...تو رو خدا!
با شتاب بیشتری قدم هاشو به سمت خروجی برد.حس می کردم دیگه جونی تو تنم نمونده. اون قدر داد زده بودم و التماسش کرده بودم که گلوم درد میکرد. به در که رسید ایستاد و به سمتم برگشت .برق اشک میون مردمک مشکی چشماش خودنمایی میکرد.خدایا...بابا گریه اش گرفته بود! صدای لرزونش به گوشم خورد..









موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان خونه مادربزرگ نوشته arisa15 کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه: ساتین دختری که تو آلمان بزرگ شده حالا باید بیاد ایران و یه مدتی رو تو خونه ی مادربزرگش زندگی کنه وقتی میاد یه سری اتفاقا میفته که........

 مقدمه:
 
قصه این بود شبی از میان این همه شب در اسمان تاریک و پهناور سیاهی گوش تا گوش ستاره بود و ستاره, ستاره هایی که میدرخشیدند گویی معشوقه شان را پس از سال ها در کوچه باغ اناری دیده اند و از فرط خوشحالی در پوست خود نمیگنجند لحظه به لحظه انتظار فروپاشی این عاشق را میکشیدم غافل از اینکه عشق جاذبه است نه دافعه
 
رمان خونه مادبزرگ

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان ایستگاه خوشبختی نوشته negin3 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان : دو خواهر به نام آدرینا و آرتینا به دانشگاه قبول می شوند . در روز ورود خود به دانشگاه ، آن ها با دو برادر به نام های مهیار و مهرزاد تصادف می کنند . از همان روز به بعد جدال پر هیجان اون ها با هم آغاز می شود که در این میان ...
 
عشق یعنی مستی و دیوانگی
 


عشق یعنی با جهان بیگانگی
 


عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
 


عشق یعنی سجده با چشمان تر
 


رمان ایستگاه خوشبختی

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان رسوب نوشته SunDaughter☼ کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه: دختری از جنس دختران 21 ساله ... در آروزهای 21 سالگی!

در عمق جوانی ، پر از رویاهای تهی !

دختری همرنگ من ... تو ... و دیگران!

درفراز زندگی و فرود روزمرگی... در چنگ خاموش عشق یا هوس؟

شاید در عمق حسرت ! اسیر در چاک دهان ها ، بی فرهنگی ها !

در لفافه ی کلمات ، سفسطه ها ... فلسفه ها ... علت ها... معلول ها ... رسم ها!

در شکست پوچ خاطرات !
 در مرز فرو دست سنت ها ...طبقات ... هوای نا ابد حرفها ، قول ها ... در شمارش حضور و اولویت ها... اول بودن ها ... دوم شدن ها ...!
 
سراب نمیشود... تمام نمیشود ... فقط رسوب میشود !

 

پاورقی:

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا
وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.
 

و باز یکی از نشانه های (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود.
برای مردم با فکر، ادله‏ا (از علم و حکمت حق) آشکار است.



Another of His signs is that He created mates of your own kind of yourselves
 so that you may get peace of mind from them,
and has put love and compassion between you.
 Verily there are signs in this for those who reflect.

"سوره روم- آیه ی ۲۱"
 

رمان رسوب

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان الماس نوشته Shaloliz کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

مقدمه:
 

دختری از جنس شیشه
اما به ظاهر چون کوه
دختری با قلبی شکننده و کوچک
اما به ظاهر چون آسمانی پهناور
 دختری با گذشته ای پر از مهتاب تنهایی
اما با ظاهر سرشار از آفتاب روشنایی
 الماس سرگذشت یه دختره
از اون دسته ای که اغلب با کمترین توجه از کنارشون رد میشیم
 از اون دسته ای که همه آرزو داریم که کاش ما جای اون بودیم...
همیشه فکر می کنیم بی غم ترین آدمای روی زمین هستند . . . هیچوقت نمی فهمیم شاید اونا هم یه دردهایی دارن. . .
هیچوقت نمی فهمیم شاید اونا هم نیاز به یه تکیه گاه دارند . . .
هیچوقت نمی فهمیم اونا هم دلی دارن
 .
 .
 .
 شکننده تر از آینه

 

رمان الماس

 

لینک اصلی رمان
 






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان زمانه نوشته مژگان صفری کاربر انجمن نودهشتیا برای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

رمان درباره ی دختری بنام ترانه اس که دارن به صراحت راز های زندگیش رو ازش مخفی می کنند.راز هایی که حقشه که بدونه ولی دارن به ناحق ازش مخفی می کنند.ولی ترانه انقدر باهوش هست که بتونه پرده از اسرار زندگیش برداره.زمانه شما رو با ترانه همراه می کند.


 بخشی از رمان:-ترانه جان!ترانه!بیدار شو.
 ترانه با خستگی غلتی در رختخوابش زد.
 -ترانه جان!بیدار شو دیگه.دیرت می شود ها!میدونی ساعت چنده؟
 ترانه با نگرانی بیدار شد و روی تختش نشست و گفت:"مگه ساعت چنده؟"
 رامین با مهربانی لبخندی تحویلش داد و گفت:"نگران نباش!هنوز وقت داری.ساعت هفته."
 ترانه به آرامی از تخت بلند شد.همانطور که تختش را مرتب می کرد

 

رمان زمانه

لینک اصلی رمان




ادامه مطلب ...

نویسنده : زهره
یک شنبه 23 شهريور 1393برچسب:,


تاريخ : یک شنبه 23 شهريور 1393برچسب:, | 22:11 | نویسنده : زهره |
موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان مردیخی نوشته *فاطمه خانوم* کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون /آیپد


یه مرد خشن که دنیاش خلاصه شده تو سیگار روی لب ، لباس های مارک دار و سفرهای اروپایی


یه دختر از جنس احساس، اسیر بازی روزگار شده و سهمش از زندگی یه صندلی سرد به اسم ویلچره!
 

یه روزی، یه جایی سرنوشت این دو نفر رو مقابل هم قرار میده


زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است دم غفلت آن
 
زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز

رمان مرد یخی

لینک اصلی رمان
 




ادامه مطلب ...

نویسنده : زهره
یک شنبه 23 شهريور 1393برچسب:,


تاريخ : یک شنبه 23 شهريور 1393برچسب:, | 22:3 | نویسنده : زهره |
موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان قرعه به نام عشق نوشته پرنا اسدی کاربر انجمن نودهشتیا

برای موبایل /کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیپد

خلاصه ی داستان:
 زندگی شبیه یک خیابان است ... گاهی وقت ها سر دو راهی هایی گیر میوفتیم که بدون هیچ علامت و نشونی هستند...گاهی اوقات هم یک عالم دست انداز و چاله بر سر راهمان سبز میشود....این رمان هم داستان یکی از این خیابان هاست ... دختری بر سر دو راهی عشق و دوست گیر میافتد و در تکاپوی انتخاب یکی از این راه هاست... از موانع عبور میکند و در اخر تصمیم خود را میگیرد...قرعه به نام عشق میوفتد
 
مقدمه:
 
زندگی یک جاده است
 پر از دو راهی
 پر از سرعت گیر
 پر از چراغ و تابلوی خطر
 اگر با دقت قدم برنداری تاوان سنگینی باید بپردازی
 حال شاید به دو راهی رسیدی
 با دقت و هوشیاری انتخاب کن
 راه ها یک طرفه اند
اگر وارد ان شوی
 جز ادامه ی آن نداری
 حال داستان من این است
 دختری بر سر یکی از این دو راهی هاست
 یک راه به عشق ختم میشود یک راه به دوست
 با کدام یک خوشبخت میشود؟
 بعد از خاموشی بلند مدت
 قرعه به نام عشق میوفتد



لینک اصلی رمان







موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان تا ابد نوشته سارا میر کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید /تبلت/آیفون/آیپد


آرنیکا دختری مثل تموم دخترای دیگه که وضع مالی متوسطی دارن...که همراه مادرش و خواهر و شوهر و خواهر بچه خواهرش طبقه ی بالاشون زندگی می کنن...پدر خدا بیامرز آرنیکا یک مغازه داشته که نصفیش مال شریک پدرش بوده...که فعلا امریکاست...
 مادر آرنیکا برای تهیه ی جهزیه ی آرنیکا برای اینده اش و علاقه ی زیادی که به دوخت و دوز داشته توی یک مزون کار می کرده...
 آرنیکا هم لیسانس زبان داشته و بعد از گرفتن لیسانسش رفته توی کار های شرکت خدمات مسافرتی...و علاقه ی شدیدی به نقاشی داره که مغازه ی پدرشو تبدیل به گالری کرده اما مامانش اجازه نمی ده که شاگرد بگیره...
 بالاخره بعد از کلی خواهش آرنیکا شاگرد می گیره و بعد از یک سری اتفاقات جالب و بد شانسی آرنیکا زندگیش توی یک مسیر دیگه قرار می گیره....اون هم بهتریم حس دنیا رو درک می کنه اما ....
.

رمان تا ابد


لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلود رمان تقدیر نوشته moones ahmadi کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :توی قصه ما یه زنه یه زنی که نه زیباس نه پولدار زن قصه ما فقط از کل دنیا دو چیز داره یکی خداش و یکی دخترش ..............ببینیم خدا چه تقدیری برای این زنه قصه ما ساخته

بخشی ازرمان :سوز سردی میومد زن دخترک کوچکش را در اغوشش فشرد تا طفلش کمتر سوز بیرحم زمستان را حس کند سرش را پایین اورد که از کودکش بپرسد:سردته مامان؟ اما تا چشمش به فرزندش افتاد که جوری با حسرت به روبرویش خیره شده نگاهش را از فرزندش گرفت وبه سمت نگاه کودکش سوق دادکه مردی دست دخترکوچکش را گرفته بود و با دستانی پر از خوراکی به سمت اتومبیل سمندش میرفت با دیدن این صحنه اشک به سراغ چشمانش اورد و به این می اندیشید که میتوانست زندگی بهتری داشته باشد
ذهنش به گذشته پر کشید به گذشته ای که تنها دغدغه اش پیچاندن زنگ حوصله سر بر حسابان ومعلم اخمالودش

رمان تقدیر

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان خداحافظ عشق من نوشته ♫آنیا♫ کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید /تبلت/آیفون/آیپد

همه ما یه جاهایی یه تصمیم آنی میگیریم
 و تو یه لحظه قدمی برمیداریم که فکر میکنیم درسته
 اما در اصل اشتباهه...
 یه جاهایی اشتباهی دل میبندیم و آنی عاشق میشیم
 اماهرچقدر که بیشتر میگذره متوجه میشیم که حتی یه اشتباه هم
 چقد زندگی رو تحت تاثیر قرار میده و میتونه عذاب آور باشه.
 داستان درمورد دختریه که برای اولین بار طعم عشق رو میچشه
 اما نمیدونه که دوست داشتن یه نفر
 نیاز به زمان داره و لحظه ای نمیشه،
 نمیدونه که عشق داغ ممکنه چه بلایی سرش بیاره
 نمیدونه که عشق داغ یه روز،یخ میزنه
 چون تو عشق لحظه ای یه نفر بت میشه
 ودیگری فقط اونو میپرسته...

 

رمان خداحافظ عشق من

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان دیوونگی های من وتو نوشته **roksana**کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه داستان"مارال دختریست مغرور ،که عاشق می شه ولی بین غرور و عشقش سرگردونه...و سرنوشت براش بازی هایی داره که بهش نشون می ده که چه طور باید با احساساتش کنار بیاد..
 

بخشی از رمان:نمی دونم از کی و کجا باید شروع کنم...
 من دختری بودم،که در خانواده ای سرشار از آرامش و رفاه زندگی می کردم...
 ورزشهای رزمی را خیلی دوست داشتم٬از هفت سالگی تا هفده سالگی به کلاسهای کاراته می رفتم،وبه راحتی می تونستم از خودم دفاع کنم.در کنار کلاسهای ورزشی سعی می کردم در کلاسهای درسی ام موفق باشم و تا حدودی موفق بودم...
 نمی خوام زیاد از خودم تعریف کنم،اما جوانی بود و هزار سودا و آرزوهای رنگی...

رمان دیوونگی های من وتو 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان باده نوشته سحر67 کاربر انجمن نگاه دانلود برای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

این رمان من در مورد دختری به اسم باده دختری مثل باده ...مثل یه نسیمه ...دختر قصه ما خیلی مهربون غرور نداره .....ولی یکم لجباز ..... عاشقه ..دیوانه ور عاشقه ...عاشقه پسرعمش امیرعلی....

رمان باده






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان آرالیانوشته pink girls کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل/کامپیوتر/آندروید

تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :ارالیا دختری که میخواد گذشته شو پس بگیره در پی تلاش هاش سرنوشت براش قدرت و ثروت وشهرت رقم میزنه و در رقابت سرنوشت براش عشق رقم میزنه

ارالیا دختریه که از عرش به فرش میرسه و زندگی چیزای جدید بهش یاد میده اون سعی میکنه موقعیت فعلیش رو عوض کنه توی زندگیش به موفقیت های زیادی دست پیدا میکنه خیلیا تو راه خردش میکنن خیلیا کمکش میکنن اون میخواد انتقام پدرشو از کسایی که براش پاپوش درست کردن و زندگیشونو از اونایی که گرفتن پس بگیره توی غربت سنگ میشه ولی یه استاد موسیقی وارد زندگیش میشه و از اینجا کل کل ها شروع میشه ارالیا بعد از اتمام درسش به ایران بر میگرده و موفق میشه به ارالیا سابق برگرده در اوج رقابت کسی که زندگیشو حالا شو به اون مدیون بود ازش یه درخواست غیر منتظره میکنه که......

رمان آرالیا

لینک اصلی رمان




ادامه مطلب ...

نویسنده : زهره
جمعه 21 شهريور 1393برچسب:,


تاريخ : جمعه 21 شهريور 1393برچسب:, | 1:32 | نویسنده : زهره |
موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان عشق تا ابد نوشته snow girl کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه رمان: در مورد النا که عاشق میشه، اما یک روز بیدار میشه و میبینه عشقش ترکش کرده و تنهاش گذاشته...
 ناخواسته به همکاری با گروهی میپردازه که بعدها میفهمه...
 
و ایـــــن منـــــم
 زنـــــــی تنهـــــا
در آستـــــــانه فصـــــــلی ســـــرد

بخشی از رمان


آب را باز کردم ، لباسهایم را درآوردم، جسم خسته ام را درون وان پر از آب فرو بردم و چشمهایم را بستم، فکرم خالی خالی بود، روزها برایم همه تکراری بود، خیلی وقت بود که دیگه هیچی بهم آرامش نمیداد، همه وجودم یخ بسته بود و انگار مال من نبود، انگار روحم را به تاراج برده بودند، خیلی وقت بود که دیگه منی وجود نداشت، خیلی وقت بود که خودم و به فراموشی سپرده بودم، روزها و شبام همه بدون هدف و انگیزه ای میآمدند و میرفتند، فقط زندگی میکردم تا هرچه زودتر این روزهای لعنتی بگذرند
 الان دقیقا سه سال و دوماه و چهارده روز ه که دچار این دلمرگی ام

رمان عشق تا ابد

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان بخیه نوشته مهتابی 22 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

متین دختر سی و چهار ساله ای است که پدرش از کودکی او را با خصوصیات مردانه بزرگ کرده، متین دوست دارد دخترانه زندگی کند اما در روابط با آدمها ناموفق است، حضور عماد در زندگی اش، برای او انگار ویران کننده است....

بخشی از رمان :روی لبه ی حوض وسط حیاط نشستم و توپ زرد آبی میکاسا را بین دست هایم نگه داشتم و به آن زل زدم. صدای فریاد بی امان پدرم داخل حیاط پیچیده بود. یکسره نعره می کشید و بد و بیراه می گفت. گوشم از این نعره ها و بد و بیراه هایی که بر زبان می آورد، پر شده بود. اما نه، بعد از گذشت این همه سال هنوز همه ی روح و روانم به هم می ریخت، وقتی نعره می کشید و می گفت که "من به درد جرز لای دیوار هم نمی خورم"، وقتی این جمله را بر زبان می آورد دوست داشتم همان لحظه بمیرم. توپ میکاسا را رها کردم، توپ به کف حیاط برخورد کرد و دوباره بالا آمد، باز هم آن را بین دستانم نگه داشتم. صدای نعره ی پدر را شنیدم:






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان مرداب نوشته   destiny aran کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/تبلت/آیفون/آیپد

سورا یه دختر ِ که زندگی معمولی داره اما از اونجایی که همیشه زندگی یه جور نیس بالاخره این دختر هم به سختی های زندگیش میرسه
فرهاد یک پسریه که گذشته خیلی سختی داشته و همین باعث شده مرد محکم و منطقی باشه
مسیر زندگی معمولی این دختر از یه دعوای ساده تو رستوران فرهاد و با یک لیوان آب تغییر میکنه …

رمان مرداب






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان دلنوشته های من نوشته مفرانه کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/تبلت/آیفون/آیپد

حالا بعد از گذشت ۱۰ سال از اون روزا ، حالا که نزدیکه تولد ۳۰ سالگیمه ، وقتی که دارم همه ۱۰ سال گذشته رو از روزی که تو دانشگاه به خودم گفتم “از امروز تا ۱۰ سال دیگه فقط فرصت زندگی داری” تا امروز که نزدیک تموم شدن اون ۱۰ سال هست رو مرور می کنم می بینم که هنوزم فرصت دارم ، اما دیگه نه واسه زندگی کردن ، واسه زندگی دادن ، به کسایی که زندگیشون بند زندگیه منه …

رمان دلنوشته های من






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان سیاه وخاکستری نوشته  SPR!NG G!Rl کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

تو این قصه آدمایِ خاکستری ای پیدا می شن که با وجودِ داشتن خوبی هایِ تعدد،غیر منطقی و زود باورن.
و با حرفاشون باعث می شن دختری با زندگیش بازی کنه… کج بره… اما…!

 

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان یادگار عشق نوشته  Tannaz 98 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:
نیکی و محمد به اجبار خانواده هاشون از هم جدا میشن!!گره ی عشق این دو چگونه کور میشود؟چه کسی این گره را باز میکند؟ایا این دو بهم میرسند؟
دلیل این جدایی مادر محمد و پدر نیکی هستن که بعد از مرگ همسراشون بهم علاقمند شدن..و میخوان باهم ازدواج کنن
ولی چه علتی داره خانواده ها فرزندانشونو جدا کنن تا خودشو بهم برسن؟!
کی اینجا اشتباه میکنه؟کی تاوان میده؟کی یادگار عشق نیکی و محمده؟



لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان دنیای من  rabeeh14 کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

دنیای یه دنیا با ظاهری معمولی اما پر از آرامش و پر از استدلال های رنگی !
استدلال هایی که شاید برای خیلی از ماها به اندازه ی برف زمستونی سرد باشه !
داستان دختریکه ازدواج رو فقط همراه عشق می بینه و گذشته انسانها رو ربطی به اینده اونها !
دنیایی که به دلیل استدلال های رنگی اش متحول میشه..چه خودش.چه زندگیش.و چه دنیاش !
و بخاطر مادرش تصمیمی می گیره که زندگی اش رو تغییر میده ، تصمیمی که به ظاهر پراز آرامشه اما...
چی میشه که همه چی قاطی میشه ؟چی میشه که یهو عشقش... ؟
گذشته ای که حالم را گرفته...
اینده ای که حالی برای رسیدنش ندارم...
و حالی که حالم را بهم می زند...
چه د نیـــای شیرینی !؟

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلود رمان موسیقی دلنشین نوشته شهرزاد كاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد


خلاصه :داستان از يك كنسرت شروع ميشه
يه كنسرت هنرجويي
از يه دختري به اسم گندم كه نوازنده ويولنه ...
دو سال قبل اتفاقاي بدي براش افتاده
و چند تا دوست سعي دارن كمكش كنن
اما ...

بخشی از رمان :استاد رازقي :بچه هاي ويولن ...گندم كجايي ؟
-اينجام استاد
-آماده باش نفر بعدي تويي
-چشم استاد
استاد رازقي مدير آموزشگاهمونه امروزم كنسرت هنرجويي كه هر سال برگذار ميشه داريم
انقدر استرس داشتم كه نزديك بود غش كنم !آه
آخه هر چي موزيسين سر شناس بود دعوت كردن
سومين كنسرتم بود ولي استرسو نميشه كاريش كرد

 

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان دوستان تکرار نشدنی نوشته مهسا19 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

مقدمه:
داشتیم دوستیمونو میکردیم با هم خوش بودیم همدیگرو مثل دوستای واقعی می پرستیدیم اما نمیدونستیم که ممکنه یه اتفاق تمام مسیر زندگیه مارو تغییر بده ما 5 نفر بودیم اما حالا چهار نفر شدیم سر چی نمیدونم اره همین ندونم کاری ها باعث شد تا از هم جدا شیم اما چرا ما که حواسمون جمع بود چی شد نمیدونم... در اینده چی میشه نمیدونم ... می ترسم خیلی می ترسم

 

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان  آسمان سیاه چشمانت نوشته mahtabiii75 کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه :پرستو دختر زیبا وجذابیه که پزشکی میخونه...وضع مالی خیلی خوبی دارن ودوبرادر ویک خواهرداره تویه ویلای دو طبقه تو شمال شهرتهران با خانواده ی دوست وشریک پدرش زندگی میکنن یه روز بر حسب اتفاق تو پارکینگ بیمارستان بایه پسرجوون برخورد میکنه که بعدا متوجه میشه اون پسر جوون استادش توی بیمارستانه و... داستان از یه دعواشروع میشه وبه یه عشق شیرین خلاصه میشه...شاید موضوع به نظر تکراری بیاد ولی اتفاقات وخود داستان اصلا این طورنیست خیلی خاص ومتفاوته...
خیلی اتفاقات جالبی میفته که مدام این دو رو در مقابل هم قرار میده و پرستو پاشو توی مسیری میذاره که زندگیشو به کل تغییر میده...پرستویی که خیلی لجباز ویه دنده وشیطونه با خصوصیات اخلاقیش باعث خیلی دگرگونی ها میشه....
وبرای اولین بار طعم عشق رو میچشه عشقی که براش خیلی دردسر داره تو این مسیر عاشقی مشکلات زیادی رو متحمل میشه اما با کمک خدا ونیروی عشق تمام مشکلات رو پشت سر میذاره وطعم شیرین عشق رو میچشه...

موضوع داستان کمی جنایی وپلیسی وفوق العاده رمانتیک وعاشقانه است وکلی اتفاقات شیرین وطنز توش داره
اگه دنبال یک رمان متفاوت ولی در عین حال جذاب وزیبا هستید حتما این رمان رو بخونید

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان گناهکار بی گناه نوشته تاراج زمان کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

یه مرد سرد و مغرور و تا اندازه بی احساس با کوله باری از خاطرات تلخ …
توی این دنیا هیچ انگیزه ای برای بهتر بودن و جنگیدن نداره … تصمیم گرفته بد باشه … بدترین آدم دنیا و فقط روزها و ساعتها رو میکشه تا زندگیش تموم بشه… (شاین)
یه دختر سرسخت و مغرور و نترس و البته بسیار زیبا که یار همیشگیش اسلحشه و از هیچ احدالناسی هم ترس نداره درست مثل اسمش زیبا و ظریف اما به موقع برنده و کشنده … در ظاهر بی احساس اما … (کریستال)
این دو تا کوه غرور و لجبازی و یکدندگی … که از قضا دشمن خونی هم هستن و سایه هم رو هم با تیر میزنن! مجبور میشن با هم همراه بشن برای زنده موندن … برای فرار از مرگ …
توی این مسیر یه اتفاق ناباورانه بینشون پیش میاد …
اتفاق عاشقی …
اما به همین سادگیها نیست اونها برای به هم رسیدن خیلی سختی میکشن …

 






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان چیزی شبیه باور نوشته yalda-zikzin کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

داستانی برای نو شدن..برای زنده شدن...برای بیداری..و پذیرش یک باور...

دختری به نام گیسو که روانشناسی میخونه و دختر مقید و چادریه که قراره همسایه رو به رویی جدیدی بیاد به محلشون...از قضا پسر این همسایه رو قبلا ملاقات کرده...پسره بر عکس گیسو یه پسر دختر باز و بی اعتقاده و..........

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان گره نوشته  (فاطیما.ح) بانوی جوان کاربر انجمن نودهشتیابرای

موبایل/کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

تو داستانمون خبری از دختر خوشگل و خوش هیکل و مولتی میلیونر نیست. دختر قصه ی ما یه فرد معمولی با روحیه ی قوی و متکی به نفسه و برخلاف نظرش که فکر می کنه یکیه مثل بقیه، خیلیا اعتقاد دارن دختر جذابیه با اخلاق قوی و ذات مستقل. مهندس قصه ی ما سال آخر درسش رو تو مقطع کارشناسی می گذرونه که اتفاقات تازه دنیای آرومش رو دستخوش هیجان و( البته یکمی هم دلخوری) می کنه

به نام آنکه جان را فکرت آموخت / چراغ دل به نور جان برافروخت
ز فضلش هر دو عالم گشت روشن / ز فیضش خاک آدم گشت گلشن


لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان شب زاده نوشته zohal dokht کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

زندگي اسان نيست ...
گاهي يه بخشش ساده ميتونه زندگيتو به اتيش بكشه ...
و گاهيم يه انتقام كوچولو ميتونه دنيايي ارامش بهت بده ...
و بعضي وقتا هم بيتفاوت بودن ميتونه اسون ترين راه باشه ...
ولي من انتقامو انتخاب كردم ...
شايد چون به اندازه كافي بخشيدم ...
من شبزاده ام ...
دختر شب و ماه...
قلبم به تاريكي شب است ...
و دلم به سردي ماه ...
پس چه چيزي باعث شده كه فكر كنن ميتونن هم درجه من باشن ...
پس اين من نبودم ... خودشون نابودي رو انتخاب كردن ...

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان درسکوت شب نوشته حدیث حوری کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

کینه ،انتقام و نفرت یا شایدم گاو صندوق این دو نفرو سر راه هم قرار میده .-
داستان در مورد دختری هست که با مرگه پدرو مادرش خرجه خواهرو مادربزرگشو میده...چند سال بعد از اینکه کار پیدا میکنه با ایجاد مشکلاتی و باز کردن در گاو صندوق کارخونه وارد ماجراهایی میشه که...
بی گناه وارد زندان میشه...بی انصافی هایی در حقش میشه و...
شخصی که با نقشه ی قبلی این دخترو به زندان میندازه با یک قرار ملاقات با این دختر صحبت میکنه و برای ازاد شدن این دختر شرایط میذاره...شرایطی که برای گرفتن انتقام از کسیه...
همه چیز تو این رمان بهم مربوطه از حوادث تا عاشقی...
داستانو تکراری و کلیشه ای ننوشتم که حوصله رو سر ببره...عاشقونه و کمی واقعی...از لحاظ شخصیت و اتفاقاش یه جاهاییش واقعیه!!!جاهای هیجان انگیزش واقعیه...
سعی کردم جالب و مجذوب بنویسم نه گریه دار که باعث بشه یاد گرفتاریاتون بیوفتید


لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان شب سردپاییزی نوشته فيروزه خاتون كاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

خلاصه:
زني كه بخاطر برخي اعتقاداتش يك خونواده رو از هم ميپاشه و مردي كه بخاطر اعتقادات زنش اونو از خونش بيرون ميندازه اين جدايي مثل همه ي جدايي ها نيست اين جدايي باعث ميشه زن قصمون معنيه واقعيه آزادي رو بفهمه و بدونه كه آزادي هميشه همون حرفايي نيست كه بقيه راجع بهش حرف ميزنن

البته این رمان راجع به زنی به نیلوفر هستش ولی ما با زندگیه سه تا از زنایه دیگه هم آشنا میشیم .... یه جورایی میخوایم به این نتیجه برسیم که چرا نیلوفر یهو تصمیم گفت برای حقوق برابر زن و مرد مبارزه کنه... میخوایم نتیجه بگیریم همیشه برای برابری با مرد قرار نیست همیشه مثل یک مرد تو جامعه حاضر بد .. بلکه ارزشهای یک زن رو نشون بدیم و بگیم این ویژگی های یک زن , ارزش های اونه نه سختی ها و رنجهاش ... میخوایم نتیجه بگیریم همیشه زندگیه همه ی آدما شبیه به هم نیستن ... مشکلات تو زندگیه همه هست ... ولی اگه مشکلی نبود قرار نیست اون مشکلو تو زندگیتون بوجود بیارین .. میخوایم نتیجه بگیریم دنیای ما هرچقدر هم بد باشه فقط دنیای مادیات هستش نه دنیای معنوی که به اندازه ی سالهای نوری ازمون فاصله داره .

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان غریبه ی بارونی نوشته shaylin joon کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

داستان درباره ی یه دختر نوجوونه به اسم شایلی ...شایلی عاشق دیدن فیلمای ترسناک و قدم زدن توی بارونـــه !!.... اون دختر شیطونیه و به حرف هیچکس گوش نمی کنه !! ....ولی شما بگید ؟؟ اون از کجا باید می دونست قدم زدن توی بارون اونم درست سر شب باعث به وجود اومدن اتفاقات وحشتناکی براش میشه ...؟؟ از کجا باید می دونست که زندگیش از هم می پاشه و گرفتار " غریبه ی بارونی " میشــه ...؟؟

 

 

 

لینک اصلی رمان






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان خلا نوشته شراره ارکات کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/آندروید/تبلت/آیفون/آیپد

باز هم به در بسته خوردم چرا؟ یعنی کار چه کسی می تونه باشه؟ مرگ، آشفتگی، خانواده، همه و همه برام معمای بزرگی شده. نه راه پیش دارم، نه راه پس.
از طرفی دلم، از طرفی شغلم. باید بفهمم، باید پرده روی این موضوع مبهم بردارم، من در میان هیاهویی که پشت این پرده هست نباید سکوت کنم. باید پرده از این راز بردارم، باید … بخاطر دلم.

 






موضوع: <-CategoryName->

دانلودرمان مرد قدبلند نوشته دریا دلنواز کاربر انجمن نودهشتیابرای موبایل

کامپیوتر/تبلت/آیفون/آیپد

این داستان درباره ی زندگی دو تا خواهر دو قلوئه که به دلایلی جدا از پدر و مادرشون زندگی میکنند…
یکیشون ارشد میخونه (رها) و اون یکی که ما باهاش کار داریم (آوا) لیسانسشو گرفته و دیگه درس نمیخونه و کار میکنه …
آوا کار میکنه و با درآمد کمی که داره خرج زندگی ِ خودشو خواهرشو درمیاره ، تا اینکه مشکلاتی سر راه آوا قرار میگیره که برگرفته از گذشته تلخی که داشته…
اتفاقات و تلخی هایی که همیشه گوشه ذهن دوازده سالگیش جا خوش کرده دوباره خودنمایی میکنه…
مرور گذشته تلخ آوا و سختی هایی که در کنار پدرش داشته مسیر داستانو مشخص میکنه…
مرد قد بلند پسر سی و چند ساله ایِ که دکتر روانپزشک آوا میشه و چند سال از اون نگه داری میکنه ، اما بعد از یه اتفاقی مدت ها از آوا بی خبر میمونه تا دوباره با هم رو در رو میشند…

 

منبع:سایت98ia






صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 69 صفحه بعد

امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

خبرنامه وب سایت:







کد بنر محک



document.write('');

درباره نویسنده

زهره ٍ به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم در این وبلاگ لحظات خوشی داشته باشید منبع مطالب سایت نگاه و نودهشتیا می باشد
ایمیل : ghahremanlu.zohreh@gmail.com

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات